X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 20 بهمن‌ماه سال 1387 @ 02:09 ب.ظ

رنج نامه ای از یکی از اهالی منطقه پاراچنار پاکستان

به گزارش « شیعه نیوز » یک کاربر این سایت که در پاراچنار زندگی میکند با ارسال دست نوشته ای اوضاع این منطقه به رشته تحریر در اورده که ان را در اختیار شما قرار میدهیم :
 
بنده اهل پاراچنار، بخش کوروم ، کشور پاکستان می باشم.

میخواهم توجه شما را به یک فاجعه بزرگ انسانی که زندگی صدها هزار نفر از جامعه شیعیان پاکستان، واقع در پاراچنار را تبدیل به جهنم داغی کرده است جلب نمایم. قابل ذکر است که این منطقه قبیله ای تاکنون بزرگترین محل امن و همچون پایگاهی برای شیعیان پاکستان بوده است.

بخش کوروم یکی از بخشهای هفت گانه فاتا می باشد این منطقه به تنهایی دارای 125 کیلومتر مرز مشترک با افغانستان است و دارای جمعیت تقریبی 000/400 نفر می باشد.
 
 این منطقه به دو بخش بالایی و پایینی تقسیم می شود. پاراچنار مرکز بخش کوروم و بخشی از کورم بالایی است؛ که شیعیان در آن در اکثریت هستند.
 
 این در حالی است که بخش پایینی کورم غالباً در سلطه وهابیت است. این مناطق بوسیله کوههای مرتفع سرسبز و پوشیده از برف احاطه شده اند. پاراچنار از نظر استراتژیک موقعیت ممتازی دارد زیرا از 3 جهت با افغانستان مرز مشترک دارد، اما از سویی تنها یک نقطه نفوذی به خود پاکستان دارد. گاه گاهی درگیری های فرقه ای در این منطقه روی می دهد، اما بدلیل اینکه هر دو فرقه شیعه و سنی در یک منطقه قبیله ای زندگی میکنند و دارای آداب و رسوم مشترک می باشند، در نتیجه اختلاف خود را با گفتگو به پایان می رسانند؛ در نتیجه شرایط و اوضاع عمومی منطقه و روابط متقابل تا قبل از این مسالمت آمیز بوده است. در حال حاضر شرایط خاص بین المللی و بخصوص نقش ایالات متحده آمریکا در دنیای اسلام به پاراچنار نیز رسیده است. با تهاجم ناتو به افغانستان و تقابل متعاقب نیروهای قبیله ای و طالبان در نوار مرزی پاکستان و افغانستان تمامی این مناطق دچار آشفتگی و نابسامانی شده است. 

پاراچنار نیز تا مدت زیادی از سالهای دور در آرامش بسر می برد، اما به دلیل موقعیت ویژه آن پس از طرح جدید آمریکا و متحدانش در به اصطلاح مبارزه با تروریسم رو به وخامت نهاد. اهمیت این منطقه را می توان از بازدید هایی که رایان کروکر - سفیر وقت آمریکا در پاکستان – در سال 2005 و سایر ماموران رسمی ایالات متحده در سالهای 2006 و 2007 میلادی از پاراچنار داشتند شناخت. موقعیت استراتژیک پاراچنار که شیعیان در آن در اکثریت هستند همراه با ساختار اجتماعی و عقیدتی آن باعث شده است که نیروهای ناتو و طالبان، این منطقه را به عنوان میدان نبرد با یکدیگر انتخاب کنند. در این حال اختلاف بین شیعیان و اهل تسنن فقط باعث استفاده ناتو و طالبان از فضای موجود در نقشه اشغال منطقه و تحمیل ایدئولوژی خود می شود. –قابل توجه است که نویسنده جبهه طالبان را کاملاً از اهل تسنن جدا می داند-

از ماه نوامبر سال 2007 به دلایل نامعلومی درگیریهای خونین پراکنده بین شیعیان و اهل تسنن شعله ور شد و هنوز پس از گذشت 11 ماه این درگیری ها ادامه دارد.

بوسیله یک توطئه ی حساب شده ، شیعیان توسط ایادی مزدور آمریکا و ناتو مجبور به درگیری با نیروهای طالبان شدند تا اهداف شیطانی از پیش تعیین شده آنان تامین شود. شیعیان از هر سو توسط گروههای مسلح بنیادگرا و افراطی که توسط افرادی با گرایشهای وهابی و ضد شیعه حمایت می شوند مورد هجمه قرار گرفتند. شجاعت و از خودگذشتگی مردم پاراچنار باعث عقب نشینی نیروهای مهاجم شد. اما این درگیری ویرانی و خرابی بسیاری برجا گذاشت که در طول تاریخ منطقه بی سابقه بود. صدها نقر کشته، زخمی و یا بی خانمان شدند و هم اکنون ماههاست که شیعیان در محاصره کامل به سر می برند. تمامی راههای مواصلاتی به دیگر مناطق کشور توسط نیروهای مسلح طالبان مسدود شده است؛ و شهر به معنای واقعی 10 ماه است که از سایر بخشهای کشور جدا شده است. بسیاری از مردم ربوده و به طرز وحشیانه ای کشته شده اند. تمام فعالیتهای اقتصادی توقف یافته است و بازارها به دلیل تامین نشدن مایحتاج روزانه مردم تعطیل می باشند. 
 
برق در این منطقه مدام قطع می باشد.تعداد زیادی از بیماران بدلیل کمبود مواد دارویی در بیمارستانها جان باختند. حتی برای مردم این مناطق تامین غذای روزانه بسیار دشوار می باشد. دانشجویان این مناطق که در سایر شهرهای پاکستان مشغول به تحصیل هستند راه بازگشت به خانه را ندارند.

وضعیت شیعیان پاراچنار که تمام راههای تامین معاششان بسته شده ، به هیچ وجه دست کمی از غزّه ندارد.
مردم هیچ امیدی به بهبود مصائب خود ندارند؛ و متاسفانه یک رهبریِ منسجم و آگاه که توان درک و تحلیل شرایط و متعاقباً اتخاذ استراتژی برون رفت شیعیان از مهلکه درگیری دو نیروی شیطانی-یعنی طالبان و ناتو- را داشته باشد وجود ندارد.
نکته دیگری که بالاتر از این مسائل باید ذکر کنم غرض ورزی دولت پاکستان است که به جای حل و فصل مشکلات با تحریک و تشویق گروههای خرابکار شرایط را بسیار متشنج کرده و با اعمال مواضع خصمانه علیه جامعه رنج دیده ی شیعیان بر این مصائب می افزاید .

آخرین وضعیت این مناطق بگونه ای است که از طرفی طالبان تمام راههای حیاتی شیعیان را قطع کرده است و از طرفی دیگر ناتو و ایالات متحده آمریکا در صدد اشغال این مناطق می باشند. مخلص کلام اینکه شیعیان مقیم بخش کوروم در وضعیت بسیار رقّت باری زندگی می کنند. این درگیری باعث عقب ماندگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آنها شده است. این مردم حقیقتاً سزاوار همدردی و پشتیبانی مالی و معنوی بوده و از هر جهتی نیازمند حمایت می باشند. ما از کمک به مردمانی که جداً در مخاطره هستند دریغ نمی کنیم، اما وسعت فاجعه بسیاربسیار بزرگتر از توان ماست.

ما بر این باوریم که جمهوری اسلامی ایران امید و ریشه ی واقعی انگیزه بخش مردم ستمدیده و مستضعف جهان به طور عام و بطور خاص برای پیروان راه راستین ائمه ی اطهار- علیهم السلام- است. 
 
ما از شما انتظار زیادی داریم و از شما تقاضای همدردی وهمراهی وکمک داریم، تا بتوانیم وظیفه ی اصلی خود را که همان اصلاح و نیرومند ساختن طبقه ی فقیر جامعه مان که در راه محبت و وفاداری امام امت دچار اذیت های فراوانی شده اند را انجام دهیم؛ و اگر این کار برای همه مقدور نبود، حداقل تعدادی از مردم ستمدیده و مظلوم نجات یابند؛ و این امید برای آنها باقی بماند که هنوز زمین مکانی برای زندگی است.

امیدواریم که خداوند متعال شما را در خدمت به اسلام و مسلمین موفق دارد. آمین.


 با عرض ارادت صادقانه 
دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی پیشاور، پاکستان
  ساکن پاراچنار، بخش کوروم